هرز نوشت

سلام

یاد کودکی ام افتادم , روزی که وجود چیزی را در سینه ام حس کردم می طپید , می جوشید و مرا به تحرک وا می داشت مادر برایم معنایش کرد

"مادر جان دل است نام این عزیزی که در سینه ات می طپد قدرش را بدان"

پدر را زیاد نمی دیدم , مدام مسافر بود باید می رفت تا انسانیت و عشق را به مسلخ نبرند , عشق را برای همه مرمان سرزمینش می خواست. بابا سعی می کرد همان مدت کوتاهی را که در آن ایام با هم بودیم عشق و غیرت را خوب برایم هجی کند.

گذشت زمان ولی خیلی چیزها را عوض کرد, شاگرد خوبی نشدم کم کم تکه های دلم از گوشه چشمم هرز رفت , سینه ام خالی شد و من نفهمیدم وقتی به خود آمدم که دیگر چیزی نمانده بود از دلی که مادر می گفت.

حالا گرد پیری نشسته بر چهره پدر , شکسته شده است و  دلگیر از اینکه پسرش عاشقــــی نمی داند, مــــادرهم به دعا متوسل شده و من حکم انسان در حال غرق شدنی را دارم که می خواهد به هر چیزی متوسل شود برای زنده ماندن.

حالا سالهاست فقط ادای عاشقی در می آورم

ادای دوست داشتن و ادای خواستن

برای شادی دل پدر و مادر هم که شده دعا کنید عاشقی بیاموزم.

/ 19 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دیوونه مهربون

خب ساندویچ رو می شه دوباره گیر آورد ولی اونایی که شما گفتی دیگه پریدن رفتن[شیطان]

خادم الزهراسلام الله علیها

سلام علیکم این عاشقی متفاوته با بقیه عاشقیا. حس میکنم حال خوبی دارین. انشالله که ختم به خیــر بشه. التماس دعا/شهادت نصیبتون/یا علی

دیوونه مهربون

سلام داشتم رد می شدم گقتم زنگ بزنم در برم[شیطان]

ترنجبین

بسم الله سلام به طواف خورشید اگر میروی باید زدود تیرگی ها را از الماس روح تا لمس کند انعکاس نور را پس حلالم کنید که عازم بهشت کرب و بلایم و قصد خورشید کرده ام حلالم کنید یا علی و التماس دعا

فرات

کــودکی ام را دوســت داشتــم! روزهــایــی کــه بــه جــای دلــم، ســر زانــوهــایــم، زخمــی بــود . . . حسین پناهی انسان پدیده ای غریب است : به فتح هیمالیا می رود به کشف اقیانوس آرام دست میابد ، به ماه و مریخ سفر می کند تنها یک سرزمین است که هرگز تلاش نمی کند آن را کشف کند و آن دنیای درونی وجود "خود" است . . . شاید راز عشق یافتن درون است! راستش من هم نمیدانم عین شین قاف را!

فرات

سلام این "من" را درگذرید.که خسته ای در به داغان شده است اما فی الحال نگاشتم هرچند این "من "لابلای این واژه های نفهم جانمیشوم دعایی...

سرباز سید علی

سلام. حداقل از خیلی از این مدعیانی که ادعای عاشقی دارند عاشق ترید ! ------------------------------------ نه من آنم كه ز فیض نگهت چشم بپوشم نه توآنی كه گدارا ننوازي به نگاهی در اگر باز نگردد، نروم بازبه جایی پشت دیوار نشینم، چوگدا برسر راهی كس به غیر از تو نخواهم،چه بخواهی چه نخواهی بازكن در،كه جز این خانه مرانیست پناهی

آسمونی

سلام ...سال نو مبارک...تشکر از اینکه سر زدید...امیدوارم در پناه خدای مهربان سال خوبی توام با سلامتی و شادکامی داشته باشید[گل] www.abiparvaz-aseman.blogfa.com

جامانده گمنام

دردیست که حس میکنمش... امیدوارم بیابید ع ش ق را... -------------------------------------------- همان دم که بال دادند درگوش پروانه ها خواندند: فراغ شاید ولی ...وصل تو را خواهد کشت...

علی

دل خوش از آنیم که حج میرویم غافل از آنیم که کج میرویم کعبه به دیدار خدا میرویم او که همین جاست کجا میرویم؟؟