زبان حالم از قول یه شاعر

سلام

گاهی وقتها حرفی که می خوایی بگی رو راحت می شه از جملات یا اشعار بقیه پیدا کرد به زبانی شیواتر و قشنگ تر

برا نمونه شعر رهی معیری که زبان حالم رو جالب بیان کرده

 

چون زلف تو ام جانا در عین پریشانی

چون باد سحرگاهم در بی سر و سامانی

من خاکم و من گردم من اشکم و من دردم

تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی

خواهم که ترا در بر بنشانم و بنشینم

تا آتش جانم را بنشینی و بنشانی

ای شاهد افلاکی در مستی و در پاکی

من چشم ترا مانم تو اشک مرا مانی

در سینه سوزانم مستوری و مهجوری

در دیده بیدارم پیدایی و پنهانی

من زمزمه عودم تو زمزمه پردازی

من سلسله موجم تو سلسله جنبانی

از آتش سودایت دارم من و دارد دل

داغی که نمی بینی دردی که نمی دانی

دل با من و جان بی تو نسپاری و بسپارم

کام از تو و تاب از من نستانم و بستانی

ای چشم رهی سویت کو چشم رهی جویت ؟

روی از من سر گردان شاید که نگردانی

/ 9 نظر / 25 بازدید
علی

با سلام شعره خیلی زیبایی بود ممنون از حضورتون[گل][گل]

هنگامه

سلام موفقیتت تو وبلا گ نویسی قطعیه چون خوب می نویسی بیا وبلاگت تو سایت من بذار با هم بیشتر در ارتباط باشیم هنگامه

آسمونی

سلام... این شعر رو چند سال پیش خونده بودم و شعر زیبایی هست امروز با دیدن این اشعار یاد اون دوران برام تداعی شد..... ان شاا... که پیروز و موفق باشید....[گل]

سرباز سید علی

چه سخت است، تشییع عشق بر روی شانه های فراموشی و دل سپردن به قبرستان جدایی وقتی که میدانی پنج شنبه ای نیست تا رهگذری بر بی کسی ات فاتحه ای بخواند....

دیوونه مهربون

سلام[شیطان] خرج شب هفت رو دادیم برا خیرات[شیطان] ما زرنگ تر از این حرفاییم[شیطان] البته خودم که نه.روح مترجم منظورم بود[شیطان] گفتید رهی معیری باز یاد همون کتابش افتادم که خاله زاده گفت امانت بده بوخونم دیگه پسش نداد[شیطان] منم محفوظ به حیا[شیطان] هر بار میرم میبینمش خون به جیگر می شم[شیطان]

خادم الشهداء

ممنون از اینکه به خانه شهدا سر میزنید منتظریم التماس دعا

طاهره

سلام وبلگ بسیار حزن انگیزی داری .بابا دوروز دنیاس کوتا بیا لطفا به من بگو کلمه محمد (اسمتو) ازکجا آوردی دروبسایتت گذاشتی؟

دیوونه مهربون

ماخوذ به حیا چیه دیگه؟[شیطان] ................................... تا کی سخن از شوق وصالت بزنیم هر گوشه ی تقویم علامت بزنیم از بین تمام هفته پس کی باید این جمعه ی غربت زده را خط بزنیم ؟ نمـــیدونــم چــرا شــانــس در خــونــه هـمــه رو مـیـزنــه ! طــرف خــوشــبـخت میــشـه! امـــا شــانش نامرد در خـونـه مـارو میـزنه ، در میــره بسته فرهنگی بود[شیطان]

ترنجبین

بسم الله نی قصه ی آن شمع چگل بتوان گفت/نی حال دل سوخته دل بتوان گفت غم در دل تنگ من از آنست که نیست/آن دوست که با او غم دل بتوان گفت... التماس دعا