ناگهان چه زود مرگ می رسد

خوندم که دو نوع مهم لوسمی وجود داره:

لوسمی لنفوسیت: سلول های سفید خونی از نوع لنفوسیت ها زیاد می شن.

لوسمی میلوئید: سلول های سفید خونی از نوع گرانولوسیت ها زیاد می شن

حالا برا درمانش نوشته بود: ممکنه پزشک چند روش درمانی را با هم تجویز
کنه و شامل: شیمی درمانی، درمان بیولوژیکی، پرتودرمانی و پیوند سلول های بنیادی باشه.

بیمارای سرطانی از نوع حاد، تحت شیمی درمانی قرار می گیرن، چون این نوع
درمان به سرعت اثر می کنه. بسیاری از بیمارای سرطانی حاد، به درمان به خوبی پاسخ می دهند و بیماران سرطانی مزمن، تحت درمان های کند اثر قرار می گیرند.

حالا همه گذشتگان فامیل جلوی چشمم قطار می شن شوهر عمه خانومم که همین
چند ماه پیش سرطان خون گرفت و در عرض 20 روز به رحمت حق رفت یاد مادربزرگ که چه راحت در حالی که ذکر می گفت جلو چشم همه مرحوم شد یاد پدربزرگ  موذن پیر مسجد محل که بخاطر کارش آسم گرفت و 10 روز تو بیمارستان بستری شد و بعدش آسمونی شد یاد بابابزرگ مادری که حتی مادرم هم ندیده بود اونو و قبل به دنیا اومدنش بخاطر سکته سر زمین کشاورزی تو 25 سالگی فوت کرد

 اصلا چرا جای دور برم دختر همسایه ما که تازه عروس بود 20 روز پیش بخاطر سرطان اسیر خاک شد و روحش پر کشید. همین پریروز یه پراید جلوی چشمم چپ کرد با سرعت زیادی که داشت و چند نفر باهم .....

حالا من چقر طول می کشه خدا می دونه

اصلا چجوری باید رفت تکلیف اینهمه دل که شکوندم چی می شه؟

تکلیف این همه حقی که پایمال کردمناراحت

واااااای‘ بقول قیصر ناگهان چه زود دیر می شودگریه

یاد آرزویی که داشتم برای بچه هام افتادم حالا باید یتیم بزرگ شن مثل مادرم

یاد دختر کوچولوم قلب که چقدر به من وابسته است همین 2-3 هفته قبل که
ماموریت بودم شبها بیدار می شد بهونه منو می گرفت خانومم می گفت اینکه می گن دختر
گریه کن باباست رو دیده , زار زدن و بی تابی های بچه همه رو به گریه انداخته بود .

الان بعد من چی می شه؟دل شکسته

 

 

 

حالا خدا رو شکر می کنم همه اینها تو خیالم گذشت ولی اگه اتفاق می افتادقهر
باید بیشتر رو خودم کار کنم

..................................................................

نمی دونم چرا اولین پست سال من با مرگ شروع شد

هر چند مردن پایان راه نیست مثل بهار که بعد زمستون می آد .

---

متن بالا یه برداشت آزاد بود از متن حدیث حضرت رسول(ص):

اذا رایتم الربیع فاکثروا ذکر النشور؛ هر وقت بهار را دیدید بسیار از قیامت یاد کنید

حالا که نگاه می کنم چیزی نفرستادم دعا کنین بتونم تو این عمر باقیمونده خودم رو آماده کنم برای سفر

برگ سبزی به گور خویش فرست

کس نیارد زپس تو پیش فرست

 

دعا کنین تو باقیمانده عمرم یه کم از شمیم عشق به من هم برسه

التماس دعا

/ 47 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
طاها عسگری

دلیل وجود خِرقه در صوفیه چیست و چرا بر این مطلب اصرار می ورزند؟! منتظر دیدگاه های خوبتان هستیم

دیوونه مهربون

مردک پست که عمری نمک حیدر خورد نعره زد بر ســر مادر به غرورم برخـــورد ایستادم به نوک پنجه ی پـا ...اما حیـــــــف دستش از روی سرم رد شد و بر مادر خورد هرچه کــردم سپـــر درد و بلایـش گــــردم نشد ای وای که سیلی به رخش آخر خورد آه زینب تــــو ندیدی! به خـــــــدا من دیــدم مادرم خـــــورد به دیوار ولی با سر خـــــورد[گریه]

reza

دیروز که دشمن به جانمان حمله کردند شهدا مارا شرمنده کردند نکند امروز که دشمن به نانمان(تحریم ها) حمله کرده شرمنده شهدا شویم

سرباز سید علی

سلام و عرض ادب بنده هم شهادت ام ابیها حضرت زهرا(س) را خدمتتون تسلیت عرض میکنم. انشاالله زیارت و شفاعتشون نصیبتون بشه -------------------------------------------------------------- دل خورشید محک داشت؟ نداشت! یا به او آینه شک داشت؟ نداشت! آسمانی که فلک می بخشید احتیاجی به فدک داشت؟ نداشت! غیر دیوار و در و آوارش شانه ی وحی کمک داشت؟ نداشت! مردم شهر به هم می گفتند در این خانه ترک داشت؟ نداشت! شب شد و آینه ی ماه شکست! دست این مرد نمک داشت؟ نداشت! تو بپرس از دل پرخون غمت! چهره ی یاس کتک داشت؟ نداشت...!

اسدی

و قحطی غیرت باغبان بیداد می کند... بیچاره گل ها باید به بی حیایی محکوم شوند اشرف مخلوقات هم که دارد خیر سرش با چشم بازمی خوابد چه دنیای عجیبی ست این روزها مردم به هوس می گویند عشق..و عاشق رنگ خاکستری اند... اعتقادشان این شده که خر بودن خیلی خوب است ولی من این اعتقاد را نمی خواهم هر از گاهی می روم جلوی اینه ی دل نگاهی می اندازم به قیافه ام مبادا مثل بعضی ها دراز گوش شوم حتی می ترسم قلبم را به دست نسیم بسپارم تا عشق را در گوش دلت زمزمه کند آخر ! خبر رسیده که این روز ها نسیم خائن شده استعفا داده فیلش هوای هند کرده...در کله اش باد افتاده میخواهد جایش را با طوفان عوض کند حالا نسیم می شود طوفان ویران و واروون می کند زیبایی را حتی پیام عشق زیبای مرا؟؟؟؟ راستی آقا یک سوال؟؟ هنوز آخرالزمان نرسیده است...؟؟؟ فاطمیه است علویون نمی فهمند غیرت علی یعنی چه؟؟ شیعیان این روزها کمتر فاطمه را می فهمند دین شان را می فروشند به همین گرانی ها و ارزانی ها.. اسدی

زرناز

افتاده در اين راه، سپرهاي زيادي يعني ره عشق است و خطرهاي زيادي بيهوده به پرواز مينديش كبوتر! بيرون قفس ريخته پرهاي زيادي اين كوه كه هر گوشه آن پارۀ لعلي است خورده است بدان خون جگرهاي زيادي درد است كه پرپر شده باشند در اين باغ بر شانۀ تو شانه به سرهاي زيادي از يك سفر دور و دراز آمده انگار اين قاصدك آورده خبرهاي زيادي راهي است پر از شور، كه مي بينم از اين دور ني هاي فراواني و سرهاي زيادي هم در به دري دارد و هم خانه خرابي عشق است و مزينّ به هنرهاي زيادي بيچاره دل من كه در اين برزخ ترديد خورده است به اما و اگرهاي زيادي جز عشق بگو كيست كه افروخته باشند در آتش او خيمه و درهاي زيادي...

دعوتي ازشميم اسلام

باسلام وممنون ازحضورتون وبلاگ خوبی دارید پرازدلتنگیه چطورباوبلاگ بنده حقیراشناشدید؟؟؟؟؟؟؟؟؟بازم سربزنید یاحق

انتظار

سلام خدا بد نده........قضیه لوسمی جدیه؟

یاکریم

سلام استاد یه کم زیادی سرمون شلوغ وقت نکردیم ... ان شاالله امتحانا رو با موفقیت پشت سر بذارید [نیشخند] حالا خودتونم که به روز نکردید [متفکر] ما رو خیلی دعا کنید یا علی

دیوونه مهربون

اع سلام د بیا د برادر خرقه. اصلا این پست رو دوست نمی دارم[سبز]