مجلس ترحیم یک دل

همه جمع شدند ,ناشتا, صبح زود, آفتاب نزده و همه هم سیاهپوش. نمی دانم چه کسی آنها را خبر کرد چه زود خبر دل مردگی ام پیچید بازهم به مرام کلاغها که برای ترحیم آمدند و همه نوحه گری می کنند برای مرگ دلم:

قار قار باز هم قار        دلش مرده بزن زار

قار قار بگین قار           بیچاره بودش بیمار

قار قار نگین قار           بذار بخونه از یار

چه یاری کدوم یار        فقط با غم بودش یار

......

....

..

سپرده ام به کلاغها کسی را دعوت نکنند برای مراسم نمی دانم چکاوکها و گنجشکها  از کجا باخبر شده اند و سر و کله اشان پیدا شده , آمده اند برای تماشا گویا

گفتم با صدای بلند اعلام کنند مراسم ختم و شب هفتم دلم را خرج دانه قمری ها و کبوترها کنند تا بیشتر به حرم سر بزنند

دل بیچاره من تا وقتی که زنده بود فقط غم را می شناخت و بس حالا هم که نیست غم هم رفت و دلیلی برای سوگواری نیست

دعا کنید و برای شادی  دل از دست رفته و  فاتحه ای بخوانید بر مزار دل غمدیده من

/ 16 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نسیم باران

سلام...بازم میام

باران عشق

من مدت هاست دل را گم کرده ام احساس میکنم دلِ من هم مرده است چون سال هاست که ندارمش اگر بر سر مزار دلۀ من رسیدی فاتحه بر آن بخوان .... و من عادت کرده ام به این تنهایی ...[ناراحت] به این تنهایی ..

نسیم باران

سلام دوست عزیز امیدوارم چنین چیزی حقیقت نداشته باشه من از صمیم دل دعا میکنم تا همیشه دلت شاد و به دور از هر غمی باشه ممنون از حضور پر مهرتون در وبلاگم[گل]

خاکی

تــشنگــي بـهـــانـــه بــود ! آب را بـا ليــوان ” تـــــو ” مــيخواسـتـــم ! ! !

سیدمحمود

هر چه از دل براید بر دل نشیند

علی

حاجی سلام وبلاگم منقرض شد یهویی بدون دلیل

زهرا

سلام . مگه دل خانهی خدا نیست ؟ خدا نکنه دلتون بمیره .

علی

حاجی هنوز مراسم تموم نشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟[نیشخند]

کفشدوزک

دعا کنید و برای شادی دل از دست رفته و فاتحه ای بخوانید بر مزار دل غمدیده من[افسوس][افسوس][افسوس][افسوس]