پرنده مردنی است پرواز را به یادش بیاوریم

سلام

خدا رو شکر کارم دیگه تو رشت تموم شد تا قسمت بعدی کجا باشه دعا کنید

پرنده دلش گرفته بود دیگر داشت پرواز را فراموش می کرد .پرنده از وقتی بالهایش شکسته بود زمینی شده بود,پرواز نمی کرد و فقط به جوجه هایش می رسید حالا دیگر جوجه هایش هم شده بودند قوز بالا قوز به جوجه هایش وابسته شده بود.خزان از راه می رسید و پرنده باید می رفت فصل کوچ رسیده بود ولی جوجه هایش هنوز پریدن نمی دانستند نگران آنها بود چکار باید می کرد؟دیگر تعلق خاطر به جوجه ها هوس پرواز را از سرش پرانده بود ولی حال که فصل کوچ رسیده یاد پرواز افتاده بود با دلی که زمینی شده بود حالا دلبستگی به جوجه ها و لانه اش بود که پریدن را سخت می کرد اما داشت پر شکسته اش را بهانه می کرد چه بالهایش داشت التیام می یافت.

پرنده وقتی فکر کرد به این نتیجه رسید جوجه هایش بدون کمک او هم زمستان را سر می کنند هرچند به سختی.ولی آنها بهانه ای بودند برای ماندن برای پرواز نکردن .او باید یاد بگیرد دل کندن را پرنده باید پرنده باشد و پرنده یعنی پرواز .او دیگر نمی خواهد فقط سرش به زمین باشد و دانه برچیند و راه برود و چینه دان پر کند پرنده برای پریدن محتاج دیگر پرندگان است تا کمک کنندش تا بتواند پریدن آغاز کند

(آی پرندگان سبکبال کمک کنید پرنده زمینی شده را)

/ 6 نظر / 6 بازدید
مرضی

[ناراحت]یعنی مادر بچه هاشو ول کرد و رفت؟

ترانه زندگی

سلام.در ادامه پست عفو تاج مکارم الخلاق است ،با مطلبی در مورد انتقام جویی به روزم[لبخند][گل][لبخند]

رهــاااا...·˙´*•.¸¸.Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ

این روزها آب وهوای دلم آنقدر بارانی ست که رخت های دلتنگیم را فرصتی برای خشک شدن نیست -------------------- سلام...ممنونم از حضورتون[گل]