رنجنامه بی غمی

گاهی شبها تا دیر وقت بیدار می مانم ‘ خودم را مشغول می کنم به نت‘هرچند با این کارها جای خالی اش پر نمی شود.

بارها شده تا نزدیک سحر بیدار مانده ام , لیکن بی قراری و تشویش های شبانه حاصلی نداشت.

و هر از گاهی غم را صدا کردم برای شب نشینی, گفتم  بیاید کمی اختلاط کنیم از درماندگی ام بگویم شاید کمی سبک شوم(بی شک غم هدیه و موهبتی است بزرگ در نبود عشق نداشته ات).

حتی شده , وقت و بی وقت منتظر دلشوره مانده ام.

البته کسی که با غم آشنا نباشد نمی داند حرفم را , این مالیخولیای غم داشتن هم بد دردی نیست.

نفرین قرن چیزی نیست جز بی دردی و بی غمی و اینها نشانه عاشق نبودن است.

 خب آدم باید هوس عاشق شدن هم بکند گاهی , هرچند بعضی ها فقط عاشق هوس می شوند

و حالا من:

دلخوشم به هوسهای گاه و بی گاه که سراغم می آیند.

حتی فکر اینکه دلی داشته باشی که برایش غنج برود هم خوشایند است ‘ چه رسد به اینکه جا بگیری در آغوش گرمش دلتنگی هایت , دلشوره هایت و بی قراری هایت بچکد از چشمانت بر دامن پر مهرش و دست مهربان نوازشگرش را احساس کنی , آنگاه سیراب شود گونه هایت از شورابه ها و گرمی اضطراب چکیده از چشمانت نمناک کند دستانش را

....

شوره زار گاهی زیباتر است از خیلی جاهای دیگر , آنها که کویر را دیده اند می فهمند حرفم را.

گاهی می گویم کاش دلی داشتم می گرفت برای عزیزترینم ‘ می نشستم  بی تابی می کردم کمی , با قطراتی گونه ها را صیقل می دادم  خودم را رها می کردم در دستان عشق نداشته ام.

اما حالا باید فقط مشق کنم این هوس ها را:

-هوس دلتنگی

-هوس غم

-هوس چشمان خمار عشق

-هوس آغوش گرم

-هوس بوسه های پنهانی

-هوس بزمهای شبانه ی میکده و ساقی صراحی بدست

آه چقدر هوسناک شده وجودمدل شکسته

......

هنوز هم دلم سر می زند بر مزارش , محتاج نذری است یا فاتحه ای از لبان پر مهرتان , دریغش ندارید به رسم رفاقت

/ 31 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی

سلام[گل] شب و روزت به خیر و شادی نمیدونم چی بگم.. دلتنگــــــی هــای آدمـــــی را باد ترانــــــــه ای می خــوانــــــــد.. رويا هایش را آسمــان پر ستاره ناديـده می گيرد و هر دانــه برفـــــی ، به اشكـــــی نريختـــه می مانـد.. سكوت سرشار از سخنان ناگفته است از حركات ناكرده ، اعتراف به عشق هاي نهـــان و شگفتــــــــي هــــــای بر زبـان نيامـــــده در اين سكـوت حقيقت ما نهفته است حقيقت تو و من.. براي تو و خويش چشماني آرزو مي كنم، كه چراغ ها و نشانه ها را در ظلماتمان ببيند.. گوشي كه صداها و نشانه ها را در بي هوشي مان بشنود.. براي تـو و خويش ، روحي كه اين همه را در خود بگيرد و بپذيرد.. و زبانــــــــي كه در صداقـت خـــود مــــــا را از فراموشــــــــي خــود بيـرون كشـد و بگذارد از آن چيز ها كه در بندمان كشيده سخن بگوييم.. از بخت ياري ماست شايــــــد، كه آنچه مي خواهيم يا به دست نمي آيد يا از دست مي گريـزد..( مارگوت بیگل ) [گل]

abi021

سلام گلم اگه محبت کنید از مرورگرکروم استفاده کنید براحتی میتونید وب نا چیز مارو مشاهده کنید یاعلی http://abi021.blogfa.com/ [گل]

جوجه بیشعور

ممنون که به وبلاگ من سر زدی .. تو هم وب خوب و پر محتوایی داری ... آق داداش قالب مشکی نذار ... باعث میشه روحیه آدم کسل و کدر بشه /... خیلی گلی ...

دیوونه مهربون

╬♥╬ اَللهّمَ صَلّ عَلي مُحَمَد وَ آلِ مُحَمد وَ عَجِل فَرَجَهُم وَاحْشُرنا مَعَهُم وَ الْعَن اَعْدائَهُم اَجْمَعين╬♥╬ [نیشخند]

ثریا

سلام و عرض ادب. دلنوشته غمگینی بود و حاکی از غم دلتون[گل] دعا میکنم خدا کمک کنه بهتون و به راهی برید که سرشار از شادی باشه به سلامتي کسي که وقتي دل بست ، تا آخرش درو روي همه بست[گل] راستی بروزم قدم رنجه بفرما[خداحافظ]

الهام

وای عاشقتم نووشته هات فوق العادن به منم یه سر بزن خیلی خوشحال میشم

دریا

آهنگ وبتون فوق العاده بود. لذت بردم