هر از گاهی یاد دوران کودکی میافتم یادش بخیر یاد تیله بازی و لاستیک بازی یاد دزد وپلیس بازی ها با 50-60 تا بچه.
موندم، تکنولوژی خوبه یا بد روز بروز بیشتر دچارش می شیم شب نشینی ها جاشو داد به دید و بازدید تو کوچه و حالا شده پیامک و چت و ...
یادش بخیر شام که می خوردیم پیغام می فرستادیم واسه عمه, خاله, دایی و .... شب واسه شب نشینی می آییم کلی خوشحال می شدن و کلی خوشحال می شدیم هر چی بود می آوردن کسی خجالت نمی کشید که میوه اش چیه, نخود چی کیشمیش باعث آبرو ریزی نبود
مهم دیدار بود و نه شکم
مامان مهمون نیستیم؟ مهمون نداریم؟ سوال هر روز ما بود
واااای یاد کوچه باغها بخیر یاد گوجه سبز ترش
سر جالیز یاد گوجه فرنگی های ترش
پشیمون شدم از مدرنیته کسی هست دستمو بگیره ببره تو سنت؟ نه دیگه فکر نکنم آلوده شدم مدتها طول می کشه سم مدرنیته خارج بشه از تنم
دیگه عادت کردم به جای بالهنگ و تخم به, اکسپکستورانت بخورم به جای اشکنه پیتزا به جای میوه آبمیوه صنعتی
دلم دوباره کویر می خواد
دل نداشته ام گریه می خواد
ممنونتم غم که برگشتی دلم برات تنگ شده بود
چرا نگاهت سرد شده؟؟
ببخش نامردی منو نباید تو چند روز فراموشت می کردم اونی که رفت من بودم نه تو
