فرصتی برای دلتنگی

مجنون بی لیلی (دل مرحومم منتظر فاتحه ای است از دل پاکتان دعا کنید روان شاد شود دلم)



نویسنده : علی سورج ; ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ دی ۱۳۸٩

سلام

دیگه قلبم از دست دلم شاکی شده دیگه مثل سابق نمی زنه ,نمی دونم چرا چند ماهی می شه که خواب ندارم

اصلا شبها نمی تونم راحت بخوابم همش نگرانم , نگران چی؟ خودم هم نمی دونم(البته خدا رو شکر هنوز از خوراک نیافتادم)

به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم

شمایل تو ندیده نه عقل ماند و نه هوشم

جالبه هرکدوم از دوستام هم که منو می بینن متوجه می شن می گن تو عالم دیگه ای هستم شاید عالم عاشقی عالم عاقلها نیست, نه شاید که نه هرگز نیست وگرنه آدم عاقل آبرو و جونش براش مهمه نه مثل آدم عاشق

بعضی وقتها به خودم می گم:

تو ای شمع بزم کسان          هم آواز بولهوسان             قصه مگو تو دگر ز وفا

آخه وفا هم تو کارم نیست

بجنورد 8 دی 1389




کلمات کلیدی :بزم و کلمات کلیدی :بولهوس و کلمات کلیدی :آدم عاشق