فرصتی برای دلتنگی

مجنون بی لیلی (دل مرحومم منتظر فاتحه ای است از دل پاکتان دعا کنید روان شاد شود دلم)



نویسنده : علی سورج ; ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢ آذر ۱۳۸٩

ورد زبونم شده

ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی

این ره که تو می روی به ترکستان است

موندم وسط کویر برهوت نمیدونم کدوم ور برم نه راه پس دارم نه پیش

موندم که خانه دوست کجاست من تو این کویر چیکار میکنم

هر طرف که می بینم سرابه سرابی از آدمها

از دور سبزه نزدیک که میشی می بینی اشباح الرجالن

خداوندا بفریاد دلم رس

مدتها آیه آیه لیلی و مجنون رو خوندم فرهاد و شیرین , وامق وعذرا, بیژن و منیژه ,ویس و رامین,عزیز و نگار , تریستیان و ایزوت وهزاران حدیث دیگه

همه تفسیراشون هم خوندم آخرش تا بدانجا رسید دانش من بدانستم که همی نادانم ونادار

دنبال دلم گشتم هرجا که بگی رفتم

آخه چرا کارم به اینجا کشید؟

خدایا راهی نشانه ای چیزی

دستم بگیر




کلمات کلیدی :لیلی و مجنون و کلمات کلیدی :فرهاد و شیرین و کلمات کلیدی :وامق وعذرا و کلمات کلیدی :بیژن و منیژه