فرصتی برای دلتنگی

مجنون بی لیلی (دل مرحومم منتظر فاتحه ای است از دل پاکتان دعا کنید روان شاد شود دلم)



نویسنده : علی سورج ; ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳۸٧


.. یک اتفاق ساده، ولی ماندگار شد

وقتی که چشم من به نگاهت دچار شد

لب را گشودی و دلم آغوش باز کرد

خندیدی و جهان، همه باغ انار شد

از گیسوان مست تو عطر جنون چکید

با هر نسیم، هستیِ من بی قرار شد

پاییز، فصل خاطره های قشنگ ماست

هر وقت حرفِ غنچه لبت زد، بهار شد

بانوی ماه! هر غزل، آغوش تشنه ایست

شعری که وزن و قافیه اش داغدار شد

آواره بود، تا به نگاهت قدم گذاشت

در شهر چشم های تو، دل ماندگار شد

برگرفته از وبلاگ سپیده دم سکوت (حسن یعقوبی)