سلام
دیگه دلم واسه کسی نمی سوزه.دیگه با دیدن یک گل دلم هوایی نمیشه
دیگه با پرنده ها حرف نمی زنم هرچند اونام دیگه به من اعتنا نمی کنن و
حرفمو نمی فهمن. دیگه دوست داشتن رو متوجه نمی شم دیگه از چشمام
اشکی نمی چکه زندگی رو حس نمی کنم به روز مرگی افتادم .
عشق رو نمی فهمم . دیگه درد رو حس نمی کنم اصلا دردی ندارم ولی:
مرد را دردی اگر باشد خوش است
درد بی دردی علاجش آتش است
آه ...... نمی دونم چی بگم فقط:
ما را رها کنید در این رنج بی حساب
با قلب پاره پاره و با سینه ای کباب
کلمات کلیدی :درد
