فرصتی برای دلتنگی

مجنون بی لیلی (دل مرحومم منتظر فاتحه ای است از دل پاکتان دعا کنید روان شاد شود دلم)


 

نویسنده : علی سورج ; ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸۳

سلام

ديروز مرگ و حس کردم برای يه لحظه سرم گيج رفت  تعادلمو از دست دادم و خوردم زمين جالب بود اول احساس کردم زلزله است محکم ميز تجهيزات رو گرفتم ولی فهميدم مشکل از خودمه تو اون لحظه هيچ اختياری از خودم نداشتم اون موقع فقط به کرم خدا فکر می کردم و فهميدم چقدر به زندگی علاقه دارم فهميدم آدم با اينهمه کبکبه دبدبه چقدر ضعيفه

خدايا کرمت رو شکر ولی به عظمتت قسم دعام رو مستجاب کن اول آدمم کن بعد دعامو روا کن