فرصتی برای دلتنگی

مجنون بی لیلی (دل مرحومم منتظر فاتحه ای است از دل پاکتان دعا کنید روان شاد شود دلم)



نویسنده : علی سورج ; ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۳

هرچه فکر می کنم نمی دانم تکه قلبم به چه دردش می خورد فقط تکه ای از جورچین هزار تکه.نگاه ملتمسانه ام که به دستانش است آیا راضی اش خواهد کرد تا آن تکه را به من پس بدهد ؟ آه چه دل ساده ای دارم حتی نتوانستم از هیچ کدامشان کامی بگیرم همه به معاشقه گذشت و مغازله ، حتی برخی به معاشقه هم تن ندادند و فقط دلم را ربودند و من در حسرت وصالشان و بر گرفتن کامی و تبادل عشقی با لبان زیبایشان ماندم حتی آن بدکاره ها هم اعتنایم نکردند .

 چه راحت مرا فریفتند

زاهدان 9/8/1383

******

میگن یه روز لیلی با مجنون قرار گذاشت:فردا اول صبح ساعت 11 بیا کافی شاپ ....(واسه اینکه مجانی تو وبلاگمون تبلیغ کسی رو نکنیم از آوردن اسمش معذوریم) مجنون سر از پا نمی شناخت 3-4 ساعت زودتر رفت سر قرار ولی رفت تو چرت لیلی که اومد چند تا گردو گذاشت و رفت یعنی شما فعلا برو به گردو بازیت برس

حالا شده مثال دل ما ، بابا  ما موقع گردو بازیمونه بالا غیرتا دلمونو پس بدین

زاهدان 10/8/1383

 




کلمات کلیدی :لیلی و مجنون و کلمات کلیدی :جورچین هزار تکه و کلمات کلیدی :مغازله و کلمات کلیدی :معاشقه