سلام
چند وقت بود درگیر کار بودم هنوز هم یه کم مونده تا تموم شه.
حالا بگذریم امیدوارم که همه خوش باشین یاد قدیما اوفتیدم وقتی که نامه می نوشتیم و تلفن و موبایل نبود مثل الان
"باری عرض می شود اگر از احوالات اینجانب خواسته باشید بحمدلله خوبم و به دعاگویی مشغولم و ..." حالا کار ندارم که احوال خودش جمع هست و جمع بسته نمیشه ولی این بند بلا استثنا تو اکثر نامه ها بود .
گفتم یه شعر از وحشی جون بذارم من که حال کردم شما هم حال کنین
بکش زارم چه دایم حرف از آزار میگویی
تو خود آزار من کن از چه با اغیار میگویی
رقیبان صد سخن گویند و یک یک را کنی تحسین
چو من یک حرف گویم، گوییم بسیار میگویی
تغافل میزنی گر یک سخن صد بار میگویم
و گر گویی جوابی روی بر دیوار میگویی
حدیث غیر گویی تا ز غیرت زودتر میرم
پس از عمری که حرفی با من بیمار میگویی
نگفتی حال خود تا بود یارای سخن وحشی
مگر وقتی که نبود قوت گفتار میگویی
ایام به کام
