بچه که بودم زندگی را مثل خربزه می دانستم خربزه سرخه سمنان ، در کودکی مزه زندگی را مثل گوجه سبزی که نوبرانه بود و در جوانی طعم زندگی مثل طعم گس خرمالویی که دهانم را جمع می کرد حالا مزه گلابی های چینی رو می شنوم از زندگی و پس از این نمی دانم مزه اش چه خواهد شد
پ.ن: تو عمرم یه بار بیشتر خربزه سرخه سمنان رو نخوردم ولی بعد از چندین سال مزه شیرینش هنوز ته دهنمه فکر کنم این شعر واسه ناصر خسرو بوده که : خربزه شیرین اگر خواهی برو در سرخه سمنان ببین
نمی دونم هنوز اون منطقه داره این خربزه رو یا نه اگه گذرم افتاد حتما باید یه بار دیگه بخرم و صد البته بخورم
