اى غم، سلام آتشین من به تو، درود قلبى من به تو، جان من فداى تو.
تو اى غم بیا و همدم همیشگى من باش. بیا که مصاحبت تو براى من کافى است. بیا که مى سوزم، بیا که بغض حلقومم را مى فشرد، بیا که اشک تقدیمت کنم، بیا که قلب خود را در پایت مى افکنم.اى غم، بیا که دلم گرفته، روحم پژمرده، قلبم شکسته و کاسه صبرم لبریز شده، بیا و گره هاى مرا بگشا، بیا و از جهان آزادم کن، بیا که به وجودت سخت محتاجم.
اى غم، در دوران زندگى ام بیشتر از هر کس مصاحبم بوده اى، بیشتر از هر کس با تو سخن گفته ام و تو بیش از هر کس به من پاسخ مثبت داده اى. اکنون بیا که مى خواهم تو را براى همیشه بر قلب خود بفشرم و در آغوشت فرو روم، بیا که دوستى بهتر از تو سراغ ندارم، بیا که تو مرا مى خواهى و من تو را مى طلبم، بیا که کشتى مواج تو در دریاى دل من جا دارد، بیا که دل من همچون آسمان به ابدیت و بى نهایت اتصال دارد و تو مى توانى به آزادى در آن پرواز کنى.
شهید چمران (دکترای الکترونیک و فیزیک پلاسما از دانشگاه برکلی آمریکا)
