فرصتی برای دلتنگی

مجنون بی لیلی (دل مرحومم منتظر فاتحه ای است از دل پاکتان دعا کنید روان شاد شود دلم)



نویسنده : علی سورج ; ساعت ٦:۳٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸٩

سلام

میگن یه 2 تا بنده خدا سوار قطار شدن برا اولین بار نوشابه دیدن دوتا نوشابه مشکی خریدن چون نمی دونستن چیه قرار شد اول یکیشون امتحان کنه نوشابه رو باز کردن اولیه تا نوشابه رو خورد قطار رفت تو تونل برگشت گفت نخور نخور که من کور شدم

حالا  واسه چی گفتم برا این شعر

ز هوشیاران عالم هر که را دیدم غمی دارد

دلا دیوانه شو دیوانگی هم عالمی دارد

آقا نکنین اینکارو ما خوردیم کور شدیم چون دیونه شدن به این راحتی ها هم نیست




کلمات کلیدی :دیوانه